خرید بک لینک

درباره سایت

277.

امکانات وب

من جز اون دسته آدم هایی هستم ک ذهنم خیلی مرتب و طبقه بندی شدست. هرچیزی ی جای مشخص برای خودش داره.ی سری اتاق هستن ک پرونده های محرمانه توشون وجود داره، درشون بستس و هزار و یک قفل بهشون خورده. همه چی رو راحت میشه توی مغز من پیدا کرد چون مرتبه.

اما بعضی شبا، یهو وسط سال اصلی ذهنم یه گودال بزرگ درست میشه، این گودال پر از کلمست. انواع و اقسام کلمات توی این گودال می چرخن، بعضیاشون تیکه تیکه میشن ب حروف تبدیل میشن و بعدش کلمات جدید رو تشکیل میدن بعضیاشون توان دو میگیرن، بعضیاشون ی گوشه ای از گودال گیر میکننن و ثابت میمونن، بعضیاشون ...

این شبا باید دست ب کار شم. وارد گودال شم کلمات رو جم و جور کنم، بریزم توی یه کیسه و گودال رو از بین ببرم. خیلی وقتا موفق میشم اما امان از زمانی ک کلمات زورشون به من بچربه و ب من حمله کنن. امان...امان...امان...توی گودال دفن میشم و روزها باید تلاش کنم تا از تله ی ذهنم بیرون بیام.

این روزا در حال تلاش برای دفن نشدن هستم اما کلمات پروسه ای رو ب پیروزی دارن.

از اتاق های محرمانه صدای فریاد شنیده میشه.

برچسب: نویسنده: کارن مهدوی تاريخ: دوشنبه 30 مرداد 1396 ساعت: 7:19

صفحه بندی